انسان در جستجوی معنا - 1
دکتر ویکتور فرانکل، روانپزشک، در این کتاب نظرات علمی خود را در زمینه "لوگوتراپی" (معنا درمانی) به پشتوانه مشاهدات و تجربیات شخصی چندین سال دوره اسارت در مخوف ترین اردوگاه مرگ نازی ها (اردوگاه آشوویتس لهستان) در جنگ جهانی دوم بیان کرده است. وی واکنش های روانی زندانیان را به سه مرحله تقسیم می کند. مرحله نخست ورود به زندان است، دوم مرحله ای است که زندانی به زندگی روزمره زندان عادت می کند و مرحله سوم، آزادی است.
نشانه ای که مرحله نخست را مشخص می سازد "ضربه روحی"است که بعداً جای خود را به حالت "توهم رهایی" می دهد. یعنی شوک اولیه ناشی از تغییر و ضعیت و عدم پذیرش شرایط جدید موجب می شود شخص به رویاپردازی روی آورد و گمان برد این وضعیت موقت است و به زودی آزاد می شود. فرانکل از لسینگ نقل می کند که «گاهی رویدادهایی موجب می شود شما منطق خود را ازدست بدهید وگرنه دلیلی برای از دست دادن آن ندارید». واکنش های فردی که به اردوگاه کار اجباری وارد شده نیز در حقیقت وضع نابهنجار ذهنی او را نشان می دهد.
پس از چند روز، زندانی از مرحله نخست به مرحله دوم می رسد. این مرحله، مرحله بی احساسی نسبی است که زندانی در این دوره در نوعی مرگ عاطفی دست و پا می زند. در اینجا بی احساسی مکانیزم ضروری "دفاع از خود" قلمداد می شود؛ رفته رفته واقعیت سست می شود و همه تلاش ها و همه عواطف و هیجان ها روی یک مساله دور می زند: حفظ جان و حفظ سایر دوستان. او از داستایوسکی نقل می کند که «بشر موجودی است که می تواند به همه چیز عادت کند.» البته فرانکل می افزاید «بله، بشر موجودی است که به همه چیز خو می گیرد؛ اما نپرسید چگونه». به همین دلیل معمولاً در اردوگاه یک نوع خمودگی فرهنگی مشاهده می شود که دو استثنا دارد: سیاست و مذهب. شایعات سیاسی به سرعت پخش شده و همین طور علائق مذهبی زندانیان به سرعت رشد می کند.
در سومین مرحله، یعنی پس از آزادی، زندانیان احساس خوش بودن و خوشحال شدن را از دست می دهند و باید به تدریج هنر خوش بودن را بیاموزند. آن ها باور ندارند رویای آزادی تعبیر شده است و آن چه که می بینند واقعی است. البته بدن کمتر از ذهن نیروهای بازدارنده دارد و از همان لحظه نخست حداکثر استفاده را از آزادی می کند. بنا بر این فردی که به ناگهان از فشار روانی رسته است، از نظر اخلاقی و بهداشت روانی بسیار آسیب پذیر است. علاوه بر بیمارگونگی اخلاقی که ناشی از رهایی ناگهانی از فشار است، دو تجربه اساسی دیگر نیز شخصیت زندانی آزاد شده را تهدید می کند: یکی تلخی زندگی پس از آزادی و دوم سرخوردگی پس از بازگشت به زندگی پیشین.
این سه مرحله را می شود به تمام فشارها و تغییر وضعیت هایی که در زندگی هر فرد رخ می دهد تعمیم داد. دکتر فرانکل مشاهده کرد که فقط کسانی که آرزو، آرمان یا هدفی در زندگی داشتند توانستند شرایط غیر انسانی و مشقت بار اردوگاه را تحمل کنند، هرچند این تحمل و زنده ماندن با علم رایج پزشکی سازگار نبود. از نظر علم، کسی که در چنین شرایط سخت فیزیکی و روحی قرار بگیرد محکوم به مرگ است اما در اردوگاه الزاماً چنین نبود و افرادی که در زندگی خود "معنایی" می دیدند به شدت مقاومت و تحمل کرده و احتمال زنده ماندنشان بیشتر بود.
۱ نظر:
سلام من این کامنت رو وقتی مینویسم که اکبر گنجی ازاد شده...تجسم عینی و تبلور نظریه فرانکل
باور داشتن به ارمانی سترگ و تلاش برای رسیدن به ان
به راستی اگه تمام انتلکتوئل های ما حاضر بودن برای رسیدن به ارمانهاشون هزینه ای بدن (حتی اعتصاب غذا در عین مخالفت همراهان و همفکران و متهم شدن به تکروی از جانب سایر دوستان)جامعه ما الان دموکراسی رو تجربه نمیکرد؟
فریدون
ارسال یک نظر